تبلیغات
اردوی جهادی - کارگری دندانپزشک
جمعه 27 آبان 1390

کارگری دندانپزشک

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،

کار گروه دندان پزشکی تموم شده بود و داشتند برمیگشتند ولی عادلی که با بروبچز ما دمپر شده بود جوگیر شد و موند تا با ما بیاد سر کار عمرانی. پی کنی مسجد و انجام میدادیم، تقریبا تموم شده بود ولی یک جاشو چون لوله آب روستای پایینی رد میشد نکنده بودیم. تا رسید، دید یه جای پی عمقش کمه، کلنگ رو برداشت و (یا علی). زد لوله آب روستای پایینی رو  ترکوند. آب روستا قطع شد، ماهم تا عصر علاف شدیم بجاش سوژه خنده مون برا دو روز ردیف شد. بیچاره دکتر نمیدونست لوله اونور پی رو ما قبلا ترکونده بودیم که حواسمون به اینوری بود. فکر میکرد تجربمون بالاست.


gaxn3nu4qf9ujt4h84j4.png