تبلیغات
اردوی جهادی - شربت گوشت
پنجشنبه 13 مرداد 1390

شربت گوشت

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،

هیچ کس باور نمیکرد هادی همچین رکبی بخوره!
خودشم خجالت میکشید!
وقتی در اوج تشنگی اومده بود از آشپزخونه ساندیس بلند کنه علی گفته بود ساندیس چیه بیا بهت شربت آلبالو بدم جیگرت حال بیاد!
بعد یک لیوان یکبارمصرف برداشت و از کلمن بزرگ آبی بهش شربت آلبالو خنک داد!
هادی لیوانو دست گرفت و گفت دمت گرم عجب خنکم هست و تو یه نفس رفت بالا!
توی کلمن گوشت یخ زده گذاشته بودیم و اون شربت در واقع خون آبه های اون گوشت یخ زده ها بودند!


5726032011576.jpg