تبلیغات
اردوی جهادی - امداد غیبی
جمعه 7 مرداد 1390

امداد غیبی

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،

این خانواده هیچی نداشتند و با چهار تا بچه زیر پلاستیک زندگی میکردند. اول کمیته امداد قرار بود هزینه ساخت خونه رو بده اما معلوم شد تحت تکفل نیستند و به خاطر تعطیلات هم نمیشد کاری کرد. با وجود بچه فلج زیر نظر بهزیستی هم نبودند! فقط میموند خیرین! بشدت پول نیاز داشتیم.

تو محل اسکان مسافرین نوروزی زیاد بودند. میگفتند این بسیجی ها با هزینه بیت المال اومدند عشق وحال. صبح زود میرند تفریح شب برمیگردند. یک اطلاعیه زدم تو مدرسه محل اسکانشون که ما برای کار تو منطقه اومدیم هرکی هم خواست بیاد گزارش بدم.

مادر شهید اطلاعیه رو دیده بود و شانسی یکی از مسافران رو فرستاد که با مسئول صحبت کنه برای کمک.

گفتند یکی جلوی در کارت داره! گفت: گلابی تویی؟ یک مادر شهید میخواد مقداری از حقوق پسرشو از بنیاد شهید کمکتون کنه! با خودم فکر کردم حداقل پنجاه هزار تومنی هست ، رفتیم تو و گزارش دادم.

رفت ده دقیقه بعد برگشت. پنج هزار تومن از جیبش در آورد و گفت این هم پول مادر شهید.بعدش گفت یک مقداری هم خودم میدم!انتظار داشتم یک دو هزار تومنی بده بهم ولی هفت صد هزار تومن داد! همون پول مشکلمونو حل کرد.

a9up4us2o2nz2fio3sao.jpg