تبلیغات
اردوی جهادی - سالک
دوشنبه 27 تیر 1390

سالک

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،

روز دوم  جلسه گرفتیم گروه ها گزارش شناسایی دو روز رو بدند. گروه اصلی پزشکی (4 پزشک آقا و خانوم )هنوز کامل نیومده بود. دو نفر ترم صفریشون بودند. نوبت که بهش رسید گفت: اینجا بهداشت ضعیفه! بچه ها دمپایی مناسب ندارند. محیط روستا هم آلودست.( بنده خدا فقط روستای محل اسکان رو دیده بود نمیدونست جاهایی که جاده نداره چه خبره) ادامه داد که بچه ها مواظب سالک باشید پوستو داغون میکنه درمانم نداره احتمال مرگ هم داره همش هم زیر سر یک نوع پشه ست. قدیمیا انداختند به شوخی که : چه شکلیه پشه هه، بگو تا گولشو نخوریم. جدیدیا ترسیده بودند. میگفتند دکتر یعنی شبا صورتمونو بپوشونیم؟

گفتم: دکتر!صبر کن گروهتون که اومد با ماشین شاسی بلند رفتین بالاها اونوقت اشکت درمیاد! نبود دمپایی که عادیه، در مورد سالکم بگم حاج عبدالله والی یازده بار مارالیا گرفت. این بچه ها رو از چی میترسونی؟ هادی گفت جای تکبیر نداشت؟

 

4ephp596bxml2yyfsrf.jpgtxq1ue84920dzquu4y.jpg