جمعه 29 اردیبهشت 1391

فیلتر هوا

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    

محل اسکان و محل ساخت مسجد باهم نیم ساعت فاصله داشتند. 133 پیچ که با مینیبوس طی می شد. هرکی هم دیر میرسید باید بجای صندلی روی فیلتر هوا مینشست.
اردوی جهادی نوروز 91

 


جمعه 22 اردیبهشت 1391

اردوی اردو

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،

بهترین قسمت حرکت های جهادی ما اردوی یک روزه بین اردوست!

رودخانه کارون - منطقه کارتا - اردوی جهادی نوروز 91


چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

پرتاب آجر

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

هیچ بنای روستایی وجود نداره که به اندازه نیروهای جهادی از این بازی خوشش بیاد!

این مرحله چهارمشه مرحله بعد باید آجرها رو در حال چرخش بگیره!


شنبه 16 اردیبهشت 1391

بسیجی قدیمی

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

میگفت اگر پیرمرد بدردتون میخوره منم بیام! 
پسرش با گروه جهادی دانشگاه خواجه نصیر رفت خراسان!
تو کار عمرانی مثل بقیه کار میکرد با این تفاوت که اصلا نظر نمیداد ولی حواسش به همه بچه ها بود مواظب بود به کسی فشار نیاد یا کسی بدون چایی و چاشت نمونه
تو کیفشم همه چیز داشت از نبات و قرص مسکن تا فندک و چراق قوه و...
روزای اول بنا به وظیفه ام بیدارم میکرد چایی بذارم برا صبحانه، منم میپیچوندم. از روزای بعد خودش چایی میذاشت، سفره رو پهن می کرد صبحانه رو تقسیم میکرد بعد خودش صبحانه میخورد. خودشم سفره رو جمع می کرد.
تو کل اردو یک دستور ازش نشنیدیم حتی پیشنهاد! تابع بود و گاهی خیلی خصوصی راهنمایی میکرد.
 

پ ن: اونایی که میشناسند میدونند وصفشون امکان پذیر نیست 
فرمانده اولین پادگان تکاوری سپاه
مهندس صنایع از دانشگاه خواجه نصیر
آرپی جی زن سپاه حضرت رسول، حضور در مناطق عملیاتی غرب جنوب و داخل عراق، مهندس جهاد، ...
شرکت در جلسات شهید مطهری قبل و بعد از انقلاب
نیروی عمرانی اردوی جهادی نوروز 91
از نوشتن درجه نظامی معذورم  خودش میگفت من برادر پاسدارم
 


شنبه 16 اردیبهشت 1391

حنا بندون

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

روز اول حنا میبندند که پوست دست تاول نزنه!

البته تازه کارا همیشه دستاشون تاول میزنه قدیمیا هم که راه و روش پیچوندنو بلدند بدون حنا هم چیزیشون نمی شه

 


جمعه 15 اردیبهشت 1391

هدیه جشن تکلیف

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

یادگاری گروه فرهنگی:

جشن تکلیف با کمترین امکانات! خیلی دلمون میخواست که آخر جشن هدیه هم بدیم ولی...

یکی از رفقا پیگیر شد تونست یکم کمک جور کنه برای خرید مانتو شلوار برای همین دخترا اگر دوست دارید سهیم باشید پیام بدین

(اردوی جهادی نوروز 91- روستای جنگه با 300 خانوار که همگی سید موسوی هستند)

 


شنبه 9 اردیبهشت 1391

سیمان 7 سین

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

حسین گفت سیمان نداریم برا هفت سین؟
منم رفتم از مسجد سیمان آوردم فقط یکم دیر شده بود!
اردوی جهادی نوروز 91

j6r2t6njga5z3yrow6g2.png


شنبه 9 اردیبهشت 1391

جشن نوروز

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    

جشن نوروز در اردوی جهادی
این آیتم تو برنامه گروه فرهنگی نبود و از عمرانی آب میخورد همون خری که باهاش برا هفت سین سیمان 50 کیلویی آوردیم تو این آیتم با ما همکاری کرد دستمزدشم شد سبزه هفت سین



چهارشنبه 30 فروردین 1391

سبزی

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،

وسط اردو رفتیم سلطان ابراهیم برای تفریح و زیارت. ناهار و نماز هم چتر شدیم خونه یکی از روستایی ها. داخل اتاق نشسته و منتظر ناهار بودیم. بیرون رو نگاه میکردم که مجتبی با اشاره دست گفت بیا حیاط! بدون اینکه کسی شک کنه رفتم بیرون و دیدم حمزه و مجتبی نشستند و بساط نون و سبزی براهه! طوری صحنه سازی کردند که انگار همه سبزی خورده شده و یک لقمه پر ملات از نون و سبزی تو دست مجتبی بود! حمزه گفت دیر رسیدی و به مجتبی گفت بسته دیگه بده بهش.لقمه رو از دستش قاپیدمو همه رو یک جا خوردم. یهو صدای خندشون رفت هوا! دیر شده بود یاد حرف عیسی افتادم که میگفت این سبزی های کوهی که دست فروشا میفروشند از فلفل تند تره! چشمام آب اومد بزور قورتش دادم و تا شب معده ام درد میکرد


جمعه 25 فروردین 1391

شمع تولد

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :خاطرات  ،عکس ،

با ابتکار حاج حمید کیکمون بدون شمع نموند


1psrzjc9hq4hcqfoch1a.png


جمعه 25 فروردین 1391

جشن تولد

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،

اردوی جهادی نوروز 91

43fqkmp8yskkjotfgenc.png


چهارشنبه 23 فروردین 1391

افتتاحیه

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

مراسم افتتاحیه زیاد خوب نبود ولی بعدش به همت بچه های عمرانی قشنگ شد

اردوی جهادی نوروز 91 - روستای جنگه بخش سوسن شهرستان ایذه خوزستان


پ.ن:

 از همینجا ضمن عدم عذر خواهی به کسی که پوتینیم موقع فرود دهنشو صاف کرد توصیه میکنم بیشتر دقت کنه


یکی از بچه ها رو گه گرفتیم خانومش بقدری نگران شد که گفت: اگر شوهر خودتونم بود این کارو میکردین؟




پنجشنبه 17 فروردین 1391

برگشتیم

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،

از اردوی جهادی برگشتیم
منتظر خاطرات و عکسهای اردوی جهادی باشید



سه شنبه 23 اسفند 1390

رفتیم

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    

داریم میریم اردوی جهادی نوروز 91 . . .




جمعه 19 اسفند 1390

ممدعلی

   نوشته شده توسط: سجاد یعقوبی    نوع مطلب :عکس ،خاطرات  ،

سلامتی محمدعلی که بعد از دو روز جوشکاری شبانه روزی بدون ماسک چشمها و صورتش به این روز افتاد ولی تو خوابگاه بیکار ننشست و آشپزی کرد صلوااااااات (نفر وسطی که چشماشم باز نمیشه)






تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7